برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
امروز صبح مدرسه نرفتم ، از خواب كه بيدار شدم يه دلشوره اي داشتم ، به مامان زنگ زدم جواب نداد ، به برادرم زنگ زدم جواب نداد ، دلشوره ام بيشتر شد ، گفتم اينها نكنه رفتن بيمارستان ، مامان كرونا گرفته ، جواب نميدن ، توي همين فكرها بودم كه برادرم پيغام داد ، كار داري؟ گفتم ميخواستم حالتون رو بپرسم ، نوشت مامان رامين مرد، من تا بيام كلمه رامين رو از توش پيدا كنم قلبم وايساد . اما بعدش هم كه پيدا كردم بازهم كلي ناراحت شدم ، خدا بيامرزتش. فقط ٦ نفر رفتن خاك كردنش، اجازه هيچ كاري هم ندادن بهشون .
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب و بگذار تو را بکشد
بگذار غرقت کند..
در آن چه که هستی
بگذار بر شانه هایت بچسبد
سنگینت کند
تو را به سمت پوچی ببرد
بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد
زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت
دیر یا زود
اما چه بهتر ، آنچه دوستش میداری
بکشدت ...
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
منم جلوي خوشحالى خودم رو نتونستم بگيرم.....
بهت گفتم....
قوربونش برم من !!!
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
تو،
نه دوری تا انتظارت کشم
و نه نزدیکی، تا دیدارت كنم
و نه از آن منی،
تا قلبام آرام گیرد
و نه من، محروم از توام
تا فراموشات کنم
تو در میانهی همه چیزی..
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
هنوز نتونستم فكرهامو و برنامه هام رو بدونم كه چي كار كنم ، هنوز به مرحله تعادل نرسيدم، هنوز خوشحالي در من فروكش نكرده كه بدونم چي كار ميخوام بكنم
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
داره زندگي جديدم شروع ميشه
يه عالمه حس باهم قاطي شده
ترس، هيجان ، جذابيت، نتونستن،
بريم ببينيم چي ميشه !
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
دوباره تنهايي ، دوباره ماتم
دوباره غم، دوباره اشك
و دوباره تو !!!
تويي كه هروقت او رفت ، تو نرفتي
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
اگه تهران بودم ،
نه برف برام مهم بود ،
نه گروني بنزين
و نه قطعي اينترنت
تنها دغدغه من آغوش تو بود
كه هم گرما داشت ،
هم سوخت روح و جسمم بود
و هم كل دنيام .
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی