نميدونم اين توي كدوم وبلگم داره نوشته ميشه ، فقط ميخوام بنويسم كه بمونه ، خاطره اش توي ذهنم . بدونم چه روزهاي سختي رو داشتم ، چقدر تنها بودم ، و چقدر هاي هاي گريه كردم . اميدوارم وقتي ميخونم حالم كاملا متفاوت باشه با اونچه كه الان هستم . امروز ولنتاين ، و مهدي آنچنان حرفهاي كوبنده اي از اين عشق واسه من نوشته كه تا مغز استخونم به درد اومده .
كلا هميشه ميرينه به اين عشق و دوستي . چيزي رو كه من هميشه آسموني ميدونمش، اون كثافت ترين واژه ها رو واسش استفاده ميكنه ، هم براي خودش ، هم براي اين دوستي . حالم به وسعت دريا بده .
برچسب:
نویسنده: پارسا خلیلی
تاريخ: سه
شنبه
30 بهمن
1397 ساعت: 11:31